روانشناسی
موضوعات داغ

توهم کاپگراس چیست؟ ا هرآنچه باید درباره توهم کاپگراس بدانیم

توهم اولیه فرد در این توهم کاپراس این است كه یكی از اعضای خانواده یا دوستانش با یكی از اشخاص بیگانه كه از نظر ظاهر و رفتار شبیه آنهاست، جایگزین شده است.

نکات برگزیده مطلب
  • مغز انسان به منظور تشخیص چهره از دو فرآیند تخصصی و کاملاً جداگانه استفاده می کند؛ در فرآیند اول پیام های عصبی به مراکز بینایی در قشر مغز منتقل شده و به شناخت چهره اشخاص منجر می شود.
  • توهم کاپگراس در زنان بیشتر دیده می شود.

ری راتوهم کاپگراس یکی از نشانگان روانشناسی است. هذیان بیمار این مسئله را در بردارد که اطرافیان وی خودشان نیستند و بدل آنها است و همانند فریب کاران نقش افرادی که جایگزین آنها شده اند را بازی می کنند.

این سندروم در هر دو جنس وجود دارد ولی در زنان رایج تر است.بسياري از ویژگی های این سندروم شبیه دیگر اختلالات روانی است.

کاپگراس سرشت ویژهٔ این پندار خردپریش (هذیان) را برآمده از احساس بیگانگی و گرایش به بدگمانی و ناباوری دانست.

 

در بخش روانشناسی سایت ری را به بررسی علایم و درمان این بیماری می پردازیم.

سندرم کاپگراس چیست؟

 سندرم كاپگراس به نام كاشف آن ژان ماری جوزف كاپگراس، روانپزشك فرانسوی شناخته می شود.

توهم اولیه فرد در این بیماری این است كه یكی از اعضای خانواده یا دوستانش با یكی از اشخاص بیگانه كه از نظر ظاهر و رفتار شبیه آنهاست، جایگزین شده است. این توهم ها باورهای نادرست و عجیب و غریبی است كه حتی با وجود شواهد، خلاف آن حفظ می شود.

شرط بایسته برای گرفتاری به این نشانگان پریشانی در واقعیت سنجی است که برآمده از فرایندی روان‌پریشی است.

کاپگراس سرشت ویژهٔ این پندار خردپریش (هذیان) را برآمده از احساس بیگانگی و گرایش به بدگمانی و ناباوری دانست.

جدا شدن اجزای دریافت و شناخت (که به خودی خود باید به یکدیگر پیوسته باشند) از هم، می‌تواند برآمده از عصب‌روان‌شناسی مربوط به درست کار نکردن لوب پاریتال (لوب آهیانه‌ای) باشد.

نشانگان کاپگراس را از دیدگاه روان‌پویشی نیز می‌توان بررسی نمود:

بیمار شخص موردنظر را از خود رانده و ویژگی‌های بدی را به او بر می‌بندد، ولی چون خود را گناهکار می‌یابد و گرایشهای دوگانه [مهر و بیزاری همزمان از کسی یا پدیده‌ای] دارد، نمی‌تواند احساس خود را هشیارانه بپذیرد.

از این رو آنچه را که خود به آن کس حس می‌کند، به جانشین او برمی‌خواند و پیوند می‌دهد که از دید بیمار فریبکاری بیش نیست و بدین‌گونه به آسانی و درستی می‌توان آن کس را از خود راند.

تاریخچه سندرم كاپگراس

سندرم کاپگراس

این بیماری که برای نخستین بار به وسیله ماری جوزف كاپگراس شناسایی شد، سندرم کاپگراس نامیده شد.

بیمار او زن ۵۳ ساله ای بود که ادعا میکرد همسر و دخترش توسط افراد غریبه ای جایگزین شده اند. بیمار در تشخیص چهره همسر و دخترش مشکلی نداشت، ولی به علل نامعلومی به خود قبولانده بود که آنها نمی توانند همسر و دختر حقیقی اش باشند، بلکه بدل هایی بسیار شبیه به آن ها هستند.

بعد از این مورد، روانپزشکان متعدد دیگری در نقاط گوناگون دنیا گزارش های مشابهی را در مجله های پزشکی منتشر نمودند.

در سال ۱۹۹۱، پزشکان بیمارستان «جان هاپکینز»، مورد یک خانم ۷۴ ساله را گزارش کردند که اعتقاد داشت همسرش با مرد دیگری که وانمود می کند شوهر حقیقی اوست، تعویض شده است.

وی از بودن در کتار مردی که خیال میکرد باید بدل همسرش باشد، دوری می کرد. شب ها در اتاق خواب را از داخل قفل می کرد و از پسرش خواسته بود برای او یک قبضه تفنگ تهیه کند تا چنانچه مرد حقه باز سوءقصدی نسبت به وی نشان دهد، بتواند از خود دفاع کند! او در شناختن سایر اعضای خانواده اش مشکلی نداشت.

شاید یکی از نادرترین اشکال این سندرم عجیب در سال ۱۳۸۶ در استان کرمان گزارش شده باشد. بیمار زنی ۳۸ ساله مبتلا به اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) بود که اعتقاد داشت نیمه پائین بدنش با همین قسمت بدن یکی از دوست های مؤنث اش که از نظر او” روسپی و بدنام” بود، عوض شده است!

در نوع کامل این سندرم هذیانی، بیمار متقاعد می شود که یک یا چند تن از نزدیکان اش (مثل همسر، پدر، مادر، فرزندان، نزدیکان و یا دوستان) با شیادان حرفه ای که تلاش می کنند نقش افراد اصلی را بازي نموده و رفتار آن ها را تقلید کنند، جایگزین شده اند.

:: ری را پیشنهاد می کند مطلب مربوط به “اختلال حافظه تکرار پنداری” را مطالعه کنید.

ولی تا آن تاریخ هیچ مورد دیگری که در آن شخص مبتلا اعتقاد داشته باشد، نیمی از بدنش با نیمی از بدن یکی از نزدیکانش تعویض شده باشد، دیده نشده بود.

از این جهت پزشکان ایرانی این بیمار، اختلال او را «کاپگراس ناقص» نامیدند و احتمال دادند که در آينده این وضعیت بعنوان زیرمجموعه ای معلوم از سندرم کاپگراس پذیرفته شود.

توهم کاپگراس بیشتر در بیمارانی با سابقه اسکیزوفرنی دیده می شود. اگرچه در اشخاص مبتلا به زوال عقل یا بعد از جراحی مغز هم دیده می شود. پارانویای ناشی از این بیماری آن را ابزار رایجی در کتاب ها ی علمی تخیلی و فیلم ها کرده است.

در سندرم کاپگراس جای یک فرد مهم را که معمولاً یکی از اعضای خانواده بیمار است، یک بدل با خصوصیات کاملاً مشابه غصب نموده است.

این سندرم نادر در زن ها بیش از مردها دیده می شود. گاهی این سندرم را جزء اختلال های هذیانی گروه بندی می کنند و گاهی هم آنرا از تظاهرات اسکیزوفرنی به شمار می آورند.

گفته می شود توهم کاپگراس امکان دارد یک دلیل نوروفیزیولیک مربوط به اختلال عمل لوب آهیانه ای داشته باشد.

سندرم کاپگراس را از دیدگاه روان پویائی هم میتوان توجیه کرد. بیمار فرد موردنظر را طرد می کند و صفت های بدی را به وی نسبت می دهد.

توهم کاپگراس غالبا به درمان دارویی بطور نسبی، جواب مثبت می دهد؛ بنابراین گام نخست برای درمان این بیماران مراجعه به روان‌پزشک و روان شناس متبحر است تا درمانهای دارویی و شناختی لازم برای آنها صورت گیرد.

دلیل توهم کاپگراس چیست؟

توهم کاپگراس

بررسی ها نشان می دهد مغز انسان به منظور تشخیص چهره از دو فرآیند تخصصی و کاملاً جداگانه استفاده می کند؛ در فرآیند اول پیام های عصبی به مراکز بینایی در قشر مغز منتقل شده و به شناخت چهره اشخاص منجر می شود.

آنگاه مسیر دوم فعال می شود که پیام ها را از مرکز بینایی به مرکز دریافت و پردازش احساسات می رساند که یک قسمت کاملاً متفاوت در مجاورت سیستم لیمبیک مغز است و در فرد، احساسی از عاطفه و صمیمیت برمی انگیزد. تلفیق این دو فرآیند مجزا، فرد را در تشخیص چهره مورد نظر به قطعیت می رساند.

اتفاقی که در سندرم کاپگراس می افتد این است که مسیر دوم آسیب می بیند و شخص بیمار تنها قادر به شناسایی چهره اشخاص است، بدون آنکه نسبت به آن ها حس آشنایی و نزدیکی کند.

دلیل اصلی بیماری کاپگراس

دلیل اصلی سندرم کاپگراس تا حد ممکن درمان می شود، این درمان ها میتوانند شامل موارد زیر باشند:

  1. داروها مثل مهارکننده های کولین استراز که سبب تقویت پیام رسان های عصبی حافظه و قضاوت می شود
    برای بیماری های زوال عقل یا دیوانگی و بیماری آلزایمر داروهای ضد روان پریشی و درمانی مؤثر هستند
  2. برای اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی جراحی؛ چنانچه امکان دارد برای آسیب مغز و سر نباشد.

درمان سندرم کاپگراس

در حال حاضر هیچ نسخه درمانی برای افرادی که مبتلا به سندروم کاپگراس هستند، وجود ندارد چون نیازمند تحقيقات بیشتری در این زمینه می باشد ولی گزینه های درمانی وجود دارد که به کاهش علایم این سندرم کمک خواهد کرد.

هدف از درمان این است که به دلیل اصلی برسد؛ به طورمثال چنانچه شخصی دچار اسکیزوفرنی باشد، با مداوای اسکیزوفرنی به درمان سندرم کاپگراس هم بهبود خواهد بخشید.

با این حال، چنانچه سندرم کاپگراس در طول درمان آلزایمر رخ دهد، گزینه های درمان محدود خواهند شد.

موثرترین درمان، ایجاد یک محیط مثبت و خوش آیند است که شخص مبتلا به سندرم دغل باز، حس امنیت کند.

بعضی از اعتبار درمانی استفاده می کنند؛ در اعتبار درمانی توهمات به جای رد شدن ، پذیرفته می شوند. این مسأله میتواند اضطراب و وحشت را در فردی که این توهم را تجربه می کند، کاهش دهد و به درمان وی کمک کند.

روش های جهت یابی واقعیت امکان دارد در بعضی شرایط موثر باشند. این به این معنی است که مراقبت کننده، بطور مرتب زمان و مکان فعلی، رویدادهای مهم زندگی و هرگونه تغيير قابل توجهی را به شخص یادآوری کند.

دلیل اصلی سندرم کاپگراس با بیشترین حد ممکن درمان خواهد گردید، این درمان ها میتواند شامل:

  •  داروهایی شبیه مهارکننده های کولین استراز؛ که سبب تقویت پیام رسان های عصبی حافظه و قضاوت می شوند. برای بیماری های زوال عقل و بیماری آلزایمر
  • داروهای ضد روان پریشی برای اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی
  • جراحی؛ در صورت امکان برای آسیب های مغز و سر

فرجام این پریشانی به کارایی درمان روان‌پریشی بستگی دارد. این پریشانی همچون دیگر نشانه‌های روانی، بیشتر به درمان دارویی، دست‌کم تا اندازه‌ای، پاسخ می‌دهد.


↓به کانال تلگرام و پیج اینستاگرام ری را بپیوندید↓

اینستاگرامتلگرام




مطالب مشابه

Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x